ورود

شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید
« 1 2 3 (4) 5 6 7 »
مدیریت : سخت کار کردن کلید موفقیت نیست
در تاريخ ۱۳۹۶/۸/۲۹ ۲۱:۴۰:۰۰ (46 بار خوانده شده)

تای لوپز کارآفرین، مشاور و سرمایه‌گذار کسب ‌و ‌کارهای میلیونی در یکی از همایش های معروف TED سخنرانی جالبی داشت. او صحبت خود را اینگونه بیان کرد:

در زمان‌های گذشته من در شرایط بسیار بدی بودم. موجودی حساب بانکی‌ام تنها ۴۷ دلار بود. مدرک دانشگاهی، شغل، ماشین و هیچ چشم‌اندازی برای آینده نداشتم. اما کتاب‌ها و مربی‌ها من را از این شرایط نجات دادند. اولین مربی‌ام به من یک موقعیت شغلی پیشنهاد داد و من را با امور مالی آشنا کرد. من خیلی سخت کار می‌کردم اما با این حال بازهم درآمد مناسبی نداشتم. در همین زمان بود که متوجه شدم زیاد کار کردن رمز رسیدن به موفقیت نیست. بلکه شما باید بتوانید در مدت زمان مناسب، کار مناسب را انجام دهید.

یکی از دلایلی که باعث می‌شود مردم برای مدت زمان زیاد در شرایط فعلی خود گیر کنند، این است که باور دارند با زیاد کار کردن می‌توانند مسیر زندگی خودشان را هموار کنند. درحالی‌که این طرز تفکر اشتباه است. اگر به زندگی ۱۰ نفر از پولدارترین افراد جهان نگاه کنید، متوجه می‌شوید که هیچ‌کدام از آن‌ها در زندگی زیاد کار نمی‌کردند. استراتژی آن‌ها به‌گونه‌ای است که با انجام ۱ ساعت کار مفید معادل ۱۰۰ ساعت کار می‌کنند. افراد معروفی مانند بیل گیتس و وارن بافت مربی‌هایی داشتند که میانبرها را به آن نشان دادند و همین موضوع باعث شد آن‌ها بتوانند ساعات کاری خود را پایین بیاورند. هدف شما باید این باشد که بتوانید با کمتر کار کردن، دو برابر بیشتر نتیجه بگیرید.

نظر
مدیریت : "كوتوله پرورى"!
در تاريخ ۱۳۹۶/۸/۲۶ ۲۱:۴۰:۰۰ (46 بار خوانده شده)

یكى از مفاهيم عمومى علم مديريت مفهوم "جانشين پرورى" است، چنانكه براى افراد فاقد تخصص مديريت نيز مفهومى آشناست. جانشنين پروري به برنامه ريزي بلند مدت و تربيت نيروي انسانى به منظور جانشينى در پست هاى مديريتى و غيرمديريتى اطلاق مى شود.
با اين مقدمه، نوشتار سعى در مفهوم سازى جديدى تحت عنوان "كوتوله پرورى" دارد، كه مى تواند نكته مقابل و نقيض مفهوم "جانشين پرورى" باشد!! كوتوله پروري به انتصاب و ارتقاء افراد در پست هاى سازمانى اطلاق مى شود كه از لحاظ توانمندى از مدير منصوب كننده و حتى ساير كاركنان سازمان داراى پتانسيل كمترى هستند. در واقع هدف اصلى از كوتوله پرورى مقابله با رشد افراد داراى پتانسيل بالقوه است. اين امر به دليل كوته نظرى و ترس از تبديل شدن ايشان به رقيب و اشغال پست فعلى در آينده است.
كوتوله پرورى توسط مديراني توسعه مي يابد كه قد و قواره ايشان كوتاه تر از مسندي است كه بدان تكيه زده اند! مدير غير توانمند براى نشستن بر پست اجرايى، در پست هاي مديريتي پايين تر از خود به جاي جانشين پروري و بهره گيري از افراد توانمند، به انتصاب مديراني كوتوله تر اقدام مى كنند و افراد داراى توانايى بالقوه تصدى پست هاى مديريتى در سيستم را سركوب مى كند. ايشان با فشار از بالا براي كاستن قد افراد توانمند، و يا حداقل خم كردن سرشان تلاش مى كند قد خويش را بلندتر جلوه دهند!

ادامه | 5691 کلمه در ادامه متن | نظر
بازار فنی و حرفه ای : کردستانم تسلیتم را بپذیر و سر بر شانه هایم بگذار، امروز من بیستون تو خواهم بود.
در تاريخ ۱۳۹۶/۸/۲۶ ۲۱:۳۰:۰۰ (43 بار خوانده شده)

دیشب صدای تیشه فلک در بیستون پیچید و سرزمین مادری ام که هنوز پیکر تکه تکه‌اش از جنگ التیام نیافته ، زلزله ویرانش کرد. دیشب آوای غمگین (ڕۆڵه ڕۆ)و (لاواندن) مادران و‌پدرانی که کودکانشان را از زیر آوار بیرون می کشیدند گوش بیستون و "پڕئاو" را کر کرد.
ناله غمگین "مۆر" و "شیوه‌ن" و "چه‌مه‌ری" از کرمانشاه،گیلانغرب،سرپل ذهاب،شاباد، داڵاهو و شهرها و روستاهای این خطه زجر کشیده بار دیگر به آسمان بلند شد.
سرزمینم ....
پیکر زخمی ات حرفهای ناگفته زیاد دارد. باز هم بنال سرزمینم. بنال دیار شیرینم. بنال شاید با فریادی که از دل بر می آوری فلک بر خود بلرزد و عرش به ناله درآید.
سر پل ذهاب ،تو‌که تاریخ را در خود می پروری اینک این زخم را نیز به قلب زخمی ات بسپار.
دیشب تمام اشکهایم را سیل کردم و از آسمان غمگینت باریدم تا شاید زخمهایت که از دیرباز تاکنون آماس کرده کمی التیام یابد.
همیشه من سر به شانه ات می گذاشتم تا آرام بگیرم،اینک تو سر به شانه من بگذار ،اینک تو ببار،اینک تو زخمهایت را فریاد بزن،اینک تو دردهایت را شرحه شرحه بگو. دیار غمگینم این غم را هم تاب می آوری،میدانم! مثل تمام دردها و زخمهایی که بر دل داری....
کردستانم تسلیتم را بپذیر و سر بر شانه هایم بگذار، امروز من بیستون تو خواهم بود.

نظر
بازار فنی و حرفه ای : چرا امروز یک مهارت فنی و تخصصی را به عنوان یک جوان بیاموزیم ؟
در تاريخ ۱۳۹۶/۸/۲۵ ۲۰:۲۰:۰۰ (41 بار خوانده شده)

در گذشته مشاغل گوناگون مدلی سنتی یادگیری پدر و فرزندی و از استاد به شاگردی بود .

مشاغل گوناگون دست به دست بین یک خانواده یا یک شهر می گشت .

فقیران فقیر و غنی ها فربه تر بودند روز افزون .


اما با ورود اموزشهای فنی و مهارتی مشاغل گوناگون این سنت ها شکسته شد .


مشاغل علمی و برای عوام مردم دنیا قابل یادگیری شدند .

از شاخ افریقا تا اروپای سبز
از خاورمیانه نفت خیز تا امریکای شمالی
از جنوبگان همیشه در برف تا افریقای سیاه

جوانان با یادگیری مشاغل و مهارتهای کاربردی گوناگون روی اوردند .

در گام نخست صنایع دستی و سنتی متحول شد اما خیز بزرگ در دنیای صنعت و تولیدات رخ داد و دنیایی جدید شکل گرفت با ((( جوانان دارای مهارت))) این دنیا دیگر از آن ثروتمندان نبود .
و اقتصاد بزرگ عام مردم را به وجود اورد .

امروز بزرگترین کمپانی های دنیا یاد دهی و یادگیری مهارت و تخصص فنی مشاغل را که با خلاقیت و نوآوری جوانان در هم آمیخته عامل موفقیت و بهروزی می دانند .

نظر
مهارت زندگی : چگونه استعدادهایم را کشف کنم؟
در تاريخ ۱۳۹۶/۸/۲۱ ۱۸:۳۰:۰۰ (40 بار خوانده شده)

اولین واکنش و واکنش های خودبخودی به موقعیت هایی که با آن مواجهه میشوید را تحت نظر بگیرید.

سه چیز را تحت نظر بگیرید:

✳️ علایق شدید: فعالیتهایی که شما به صورت طبیعی به سمت آنها کشیده میشوید، بخصوص در سن پایین. ممکن است شما توجهی به بارورکردن اشتیاقات و علایق خود نداشته باشید چراکه شما درگیر انجام دادن چیزهای دیگر هستید، اما آنها مدام شما را فرا میخوانند.

✳️ یادگیری سریع: قابلیت یادگیری سریعِ یک مهارت، سرنخ هایی در مورد حضور یک استعداد به ما میدهد.

✳️ رضایت: از آنجایی که استفاده از یک استعداد «حس خوبی» ایجاد میکند، اگر انجام دادنِ چیزی به شما واقعاً حس خوب و رضایت بخشی میدهد، ممکن است که یک احساس طبیعی باشد. این نباید با این ایده که «اگر حس خوبی میدهد آن را انجام بده» اشتباه گرفته شود. آشکار است که این تنها به فعالیتهای سازنده اشاره دارد، همانگونه که در تعریف استعداد آمده است.

بهترین راه برای یافتنِ استعدادها این است که در بازه ای از زمان رفتارها و احساسات خود را تحت نظارت قرار دهید.

نظر
بازار فنی و حرفه ای : بی سوادی دوگونه است:
در تاريخ ۱۳۹۶/۸/۲۰ ۲۱:۲۰:۰۰ (42 بار خوانده شده)

⚫️بی سوادی سیاه :
شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، دیده می شود
اینکه چه کسی نمی‌تواند اسم خود را روی برگه‌ی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند
ارزان‌ترین نوع بی سوادی است، که می‌توان با آن مبارزه کرد

⚪️اما موضوع هراسناک بی سوادی سفید است :
کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند
هر روز در فضای حقیقی و مجازی، می‌نویسند و حرف می‌زنند
کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات و گواهینامه‌هارا در کیف خود جابجا می کنند
اما، هنوز در ساده‌ترین تعامل ها و ارتباط‌ هاو خوانش ونگارش کلمات دچار چالش‌های جدی هستند وچنته اشان از موهومات و شبه علم پراست
این شکل از بی سوادی "بی سوادی سفید" است
چرا که در نگاه اول، دیده نمی‌شود
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود
این نوع بی سوادی ، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی ، تایید و تقویت شود
ندانستن مرکب را باعث می‌شود
حالا فرد به ابزارهایی جدید برای تقویت بی سوادی خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است
و متاسفانه درد امروز جامعه ما از نوع بیسوادی سفید است .

نظر
روانشناسی : حصاربندی منطقه جادویی تنهایی
در تاريخ ۱۳۹۶/۸/۱۸ ۲۱:۲۰:۰۰ (46 بار خوانده شده)



همه ما از اینکه زمان مان محدود است گله داریم. کمتر کسی پیدا می شود که بگوید به اندازه کافی وقت دارد و به همه کارهایش می رسد. اما کمتر افرادی پیدا می شوند که مهم ترین قاتلان وقت (اتلاف کنندگان) را بشناسند و آن ها را مدیریت کنند.

مساله این است که همه‌ ما ۲۴ ساعت وقت داریم. کارآفرینان برتر جهان، برندگان جایزه نوبل، ورزشکاران المپیادی هم دقیقا به اندازه ما یعنی 24 ساعت وقت دارند نه حتی یک ثانیه بیشتر. اما چطور می شود که برخی از همین زمان بالاترین بهره برداری را می کنند و برخی نه!؟

♨️یکی از مهم ترین قاتلان وقت، قطع شدن کاری است که داریم انجام می دهیم. هم تجربه و هم مطالعات نشان داده است که وقتی به کاری می پردازیم ابتدا ذهن ما خیلی متمرکز نیست و سپس به ماکزیمم تمرکز (بالاترین درجه از تمرکز حواس و انرژی) روی آن کار می رسیم. اما زمانی که به هر دلیلی کار متوقف می شود و به کار دیگری می پردازیم. حرکت و آهنگ آن کار را از دست می دهیم و مسیر انجام کار را گم می کنیم و وقتی دوباره سراغ آن می رویم، چاره ای نداریم جز اینکه کاری را که قبلا انجام داده ایم را مرور کنیم و ببینیم که هنگام ترک کار در چه مرحله ای بوده ایم و سپس دوباره شروع کنیم. بیشترین انرژی ما در رفت و برگشت بین کارهای مختلف صرف می کنیم.

این رفت و برگشت ها و قطع شدن ها در مقایسه با زمانی که از ابتدا تا انتها روی یک کار متمرکز هستیم، زمان انجام برای آن کار را تا ۵ برابر بیشتر می کند. به بیان ساده، تک کاری می تواند زمان لازم را برای انجام کارهای مهم تا ۸۰ درصد کاهش داده و کیفیت کار نهایی را به شدت افزایش دهد.

????تجویز راهبردی:

هر فردی یک زمان بهینه دارد. یعنی در آن ساعات بالاترین بهره وری را دارد. آن زمان را باید شناسایی کنید و سپس آن را حصار بندی کنید. حصاربندی یعنی چه؟ تمام عوامل ایجادکننده وقفه را شناسایی و آنان را حذف کنید. معمولا 5 عامل اصلی عبارتند از: تماس تلفنی، مراجعه حضوری، پیامک، ایمیل ها و نامه ها و این روزها از همه مهم تر: شبکه های اجتماعی مانند تلگرام.
به جای اینکه به همه ایمیل ها و تلفن های خود پاسخ دهید. و هر کسی را به حضور بپذیرید در آن ساعت کلیدی، درِ اتاق را ببندید، همه وسایل را خاموش کنید و همه چیز را کنار بگذارید تا بتوانید بر روی وظیفه ای کار کنید که در این مرحله، بیشترین اهمیت را دارد.. وقتی این کار را به عادت خود تبدیل کردید، عملکرد دو یا سه برابر خواهد شد.

⁉️سوال: چه زمانی به آن 5 عامل بپردازم؟ دو زمان مناسب برای پرداختن به نامه ها ، مراجعه حضوری، تلفن ها، پیامک وجود دارد. یکی در زمانی مغز شما نیاز به فراغت دارد یا خسته شده است یا زمان های تلف شده مانند زمانی که در ترافیک هستید یا منتظر تشکیل جلسه هستید. بدین ترتیب زمان های تلف شده خود را نیز تبدیل می کنید به زمان مفید. اگر از منطقه جادویی تنهایی خود محافظت نکنیم توانایی اداره زندگی شخصی مان را نداریم. این زمانی بدتر می شود که مدیران سازمان و مدیران ارشد کشور نیز نتوانند زمان و توان خود را مدیریت کنند.

نظر
مهارت زندگی : 6 عادت بد در مکالمات چیست؟ چگونه این عادات بد را رفع کنیم؟
در تاريخ ۱۳۹۶/۸/۱۷ ۲۱:۱۰:۰۰ (44 بار خوانده شده)

شاید متعجب شوید که در مورد بسیاری از افراد، گفته های آنها نیست که آنها را عقب نگاه می دارد، بلکه کارهایی است که انجام می دهند. در اینجا به 6 عادت بد می پردازیم که به ارتباطات شخصی صدمه می زنند:

1. قطع کردن صحبت دیگران

2. از این شاخه به آن شاخه پریدن

3. تکرار مداوم یک سری حرف های تکراری در طول مکالمه

4. ناتمام گذاشتن حرفهای طرف مقابل

5. وراجی کردن و بحث در طول مکالمه

6. نگاه کردن به گوشی در طول مکالمات

گرچه این شش عادتِ مخرب، اَشکال متفاوتی دارند، ولی همگی آنها نتیجۀ یک چیز هستند: گوش ندادن!

بسیار خوب، راه حل غلبه بر این شش عادت بد در مکالمات چیست؟

-درخصوص نحوۀ تعاملاتتان صادق باشید

اگر شما شخصی کلامی هستید، به اشخاص درونگراتر توضیح دهید که پیش از مشخص کردن موضعتان درخصوص یک موضوع نیاز دارید که آن را به طور کامل مورد بحث قرار دهید. اگر ترجیح می دهید که افراد توضیحات خود را به جای شرح مبسوط در قالب نکات کلیدی مطرح کنند، این را به آنها یادآوری کنید.

-به مکالمه متعهد باشید

گوشی موبایل خود را از روی میز و از دسترستان دور سازید. در طول مدت زمان مکالمه، تماس چشمی خود را حفظ کرده و نسبت به بدن زبان، تون صدا، و کلمات ادا شده توسط گوینده حساسیت نشان دهید.

???? مکث کردن را تمرین کنید

اگر عادت دارید صحبت دیگران را پیش از پایان قطع کنید، سعی کنید با شمردن تا 5، پیش از هر گونه واکنش، خود را به چالش بکشید. این کار به شما اطمینان می دهد که شخص مقابلتان بازگو کردن افکار خود را تمام کرده و شما می توانید عقاید خود را مطرح کنید.

???? مطالب شنیده شده را خلاصه کرده و سپس سؤالاتی را مطرح سازید

با تکرار کردن سخنان طرف مقابل، وی را متوجه سازید که حرف هایش را فهمیده اید. «چیزی که من از صحبت های شما متوجه شدم، x,y,z است. آیا درست متوجه شده ام؟» آنگاه منتظر تأیید یا حرکت سر باشید. سؤالات برای نشان دادن حضور شما در مکالمه بسیار مفید هستند.

????افکار خود را منسجم سازید

از مکث کردن برای سازماندهی افکارتان استفاده کنید تا بتوانید موجز و روشن صحبت کنید. به صحبت های خود گوش دهید و وقتی متوجه تکراری بودن حرف هایتان شدید، افکارتان را مهار سازید.

????از نشانه های بصری بهره بجویید

شیئی را به عنوان نماد هدف خود برای تبدیل شدن به یک شنوندۀ مؤثر بر روی میزتان قرار دهید تا هدفتان را به شما یادآوری کند. من به شخصه یک کریستال صورتی با برش های بسیار را روی میزم قرار داده ام. هر بار که آن را می بینم به خاطر می آورم که باید به وجوه مختلف صحبت های طرف مقابلم گوش دهم.

???? اجازه دهید دیگران اول صحبت کنند

اگر از دسته کسانی هستید که تمام زمان مکالمه را اشغال می کنید، به دیگران اجازه دهید اول برنامه هایشان را مطرح کنند و سپس به سراغ ایده های خود بروید. همچنین می توانید مدت زمان صحبتتان در طول جلسات را مدنظر داشته باشید تا بدین ترتیب پیشرفت خود در واگذار کردن زمین به طرف مقابل را اندازه بگیرید.

زمانیکه فرآیند بهبود عمدی تعاملات بین شخصی خود را آغاز می کنید، از اعضای تیمتان بپرسید که آیا تغییری را در نحوۀ رفتار شما متوجه شده اند یا خیر. پرسیدن این سؤال این علامت را به دیگران می دهد که شما در حال بهبود عادات ارتباطی خود هستید و همچنین باعث می شود در مورد تغییرات مثبت در شما نیز اندیشه کنند.

نظر
کسب و کارالکترونیکی : استارتاپهای ایرانی هزار میلیاردی شدند
در تاريخ ۱۳۹۶/۸/۱۷ ۱۹:۱۰:۰۰ (47 بار خوانده شده)

⭕️با نسبت قیمت به سود یا P بر E حدود 9 در گروه رایانه و تجارت الکترونیک بورس می توان ارزش نسبی و حدودی استارتاپها را استخراج کرد که بر این اساس اسنپ با ارزش بیش از 1500 میلیارد تومان در صدر استارتاپها قرار می گیرد. اسنپ امروز با ۷ میلیون کاربر فعال و ۷۰۰ هزار سفر در روز و۱۵۰هزار راننده تحت پوشش روزانه حدود 1.2میلیارد تومان فروش و حداقل600 میلیون تومان سود خالص دارد که با این روند سود سالانه اسنپ بیش از 200 میلیارد تومان خواهد شد که پس از کسر 50 میلیارد تومان مالیات، سودخالص به حدود 150 میلیارد تومان رسید که با توجه به نسبت قیمت به سود حدود 9 ارزش تقریبی اسنپ به حدود 1300 میلیارد تومان رسیده است.
⭕️ديجي كالا به عنوان بزرگترین فروشگاه آنلاین ایران که قصد دارد با آمازون در خاورمیانه رقابت کند، در حالی که نسبت به اسنپ کاربر و هزینه انسانی بیشتری دارد، حدود 80 درصد خرده فروشی انلاین کشور را در دست دارد و با حدود 2 هزار میلیارد تومان فروش سالانه معادل 120 میلیارد تومان سود خالص کسب می کند و ارزش تقریبی 1100 میلیارد تومانی دارد در حالی که بامیلو به عنوان رقیب دیجی کالا حدود 200 میلیارد تومان ارزش گزاری شده است.

⭕️کافه بازار با ارزشی معادل 450 میلیارد تومان هنوز تا هزار میلیاردی شدن راه درازی دارد هرچند با جهش های بلند در حال بالا بردن سهم خود از بازار است. پیش بینی می شود ارزش پولی کل بازار اپلیکیشن های تلفن همراه که در سال 96 بر بستر مارکت کافه بازار مبادله خواهد شد به حدود 200 میلیارد تومان برسد که نسبت به 160 میلیارد سال 95 حدود 30 درصد رشد داشته است. حداقل 30 درصد از این رقم معادل 60 میلیارد سود کافه بازار است که پس از کسر مالیات 50 میلیارد تومان سود خالص حاصل می شود و بر این اساس حداقل ارزش کافه بازار حدود 450 میلیارد تومان خواهد بود.

⭕️تپسی با ارزش 400 میلیارد تومانی خود هنوز تا رسیدن به رقیب اصلی اش اسنپ راه درازی دارد اما پس از قیمت گزاری 320 میلیارد تومانی و فروش 25 درصد سهام به بانک ملی به قیمت 80 میلیارد تومان رشد سریعی داشته و حدود 400 میلیارد تومان ارزش فعلی این استارتاپ است و کارپینو با ارزش حدود ۱۰۰ میلیاردی پشت سرش حرکت می کند.

⭕️آپارات که مدل درامدی ناپایدارتری نسبت به سایر استارتاپها دارد، با ارزش حدود 200 میلیارد تومان امید کمتری تا هزار میلیاردی شدن دارد. سامانه آگهی آنلاین و اپلیکیشن دیوار روزی 50 میلیون تومان و ماهی 1.5 میلیارد و سالانه 18 میلیارد تومان درامد و ماهانه 250 میلیون هزینه و سالانه حدود 3 میلیارد تومان هزینه دارد. بر این اساس با کسب سود حدود 15 میلیارد تومانی ، ارزش دیوار حدود 150 میلیارد تومان است.

⭕️آژانس مسافرتی آنلاین علی بابا که در حال حاضر ماهانه بیش از 140 هزار بلیط با نرخ میانگین 170 هزار تومان به فروش می رساند در هر ماه حداقل 5 تا 9 درصد از فروش 24 میلیارد تومانی خود و معادل 1.8میلیارد تومان در ماه کارمزد دریافت می کند که اگر سایر درامدهای رزرو بلیط قطار و اتوبوس و درامدهای جاباما را هم اضافه کنیم در ماه حدود 2 میلیارد تومان و سالانه حدود 18 میلیارد تومان درامد خالص دارد که پس از کسر هزینه های 6 میلیارد تومانی در هر سال حدود 12 میلیارد تومان سود خالص دارد و بر این اساس ارزش علی بابا حداقل 120 میلیارد تومان تخمین زده می شود.
T.me/bazartvto
⭕️در حوزه دیجیتال مارکتینگ رقبای سرسختی همچون صبا ویژن، ای نتورک و کلیک یاب حضور دارند که حداقل ارزش هرکدام 30 تا 40 میلیارد تومان تخمین زده می شود.

⭕️در حوزه فینتک ها زرین پال با حدود یک میلیارد تومان تراکنش در روز حددود نیم تا یک درصد کارمزد میگیرد که حداقل روزانه 10 میلیون تومان درامد دارد بر این اساس ماهانه بیش از 300 میلون تومان و سالانه 3.6 میلیارد درامد و با توجه به پرسنل 30 نفری حدود یک میلیار تومان هزینه سالانه و نهایتا بیش از 2.5 میلیارد درامد سالانه دارد که می توان ارزشی برابر حداقل 25 میلیارد تومان برایش در نظر گرفت.
این بخش کوچکی از داستان استارتاپهایی است که از صفر آغاز شدند و هزارمیلیاردی شدند. تا یک میلیارد دلاری شدن استارتاپهای ایرانی، راهی نیست . احتمالا همین روزها ....

نظر
روانشناسی : از معاشرت با افراد منفی نگر خود داری کنید
در تاريخ ۱۳۹۶/۸/۱۶ ۲۱:۱۰:۰۰ (47 بار خوانده شده)


کسانی که روحیات منفی دارند و دائماً در حال اعتراض و گله گذاری نسبت به شرایط خود هستند مانند سم می مانند. چنین افرادی همواره تلاش می کنند سایرین را نیز با خود همراه کرده و بخشی از کمپین اعتراضی خود نمایند تا احساس بهتری به دست بیاورند.
درست است که به عنوان یک انسان موظف هستیم به شکایات دیگران در مورد زندگی و شرایطشان گوش دهیم و با آنها احساس همدردی کنیم، اما باید همواره متوجه مرز بین همدردی کردن و بلعیده شدن توسط روحیات منفی دیگران باشیم.
در معاشرت با چنین افرادی بهتر است حواسمان را بر روی مسائل مهم تری متمرکز کنیم و فاصله مان با مسائل آنها را حفظ نماییم. چنین افرادی ناخودآگاه بر روی ما تاثیر گذاشته و ما را نیز به ورطه نا امیدی و منفی نگری می کشانند.
برای مثال یک فرد افسرده و ناامید از زندگی را در نظر بگیرید، شاید شما قدری با او معاشرت نمایید ولی وقتی وی دائما در حال آه و ناله و شکایت از زمین و زمان باشد مسلماً بعد از مدتی ناخودآگاه شما هم تحت تاثیر قرار میگیرید. لذا معاشرت طولانی مدت با چنین فردی به صلاح شما نخواهد بود مگر اینکه بخواهید به یک افسرده ی دست دوم بدل گردید.

نظر
« 1 2 3 (4) 5 6 7 »

اشتراک آسان